الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)
205
التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)
سَلَمه « 1 » ، كثير « 2 » ، ابو مقدام « 3 » و تمّار يعنى سالم « 4 » ، بسيارى از گمراه شدگانِ آنان ( مفوّضه و غلات ) را گمراه ساختند ؛ آنان از كسانى هستند كه خداوند فرمود : « وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ » « 5 » » . « 6 » [ م / 109 ] ابن بابويه صدوق با سند خود به حسن بن على بن فضّال ، از داوود بن
--> با سه سوگند ، به او فرمود : " هرگز اين مطلب را پدرم نگفته و حكم بن عتيبه بر پدرم دروغ بسته است . " » ( رجال كشّى ، ج 2 ، ص 468 ) . ( 1 ) . سلمة بن كُهَيل بن حصين ، ابو يحيى حضرمى كوفى تابعى . وى بترى بود . كلينى با سند خود به ابو مريمروايت كرده است كه امام باقر عليه السلام به سلمة بن كهيل و حكم بن عُتيبه فرمود : « در شرق يا غرب عالم ، دانش صحيحى كه ما اهل بيت عرضه مىكنيم ، نخواهيد يافت . » ( كافى ، ج 1 ، ص 399 ؛ معجم رجال الحديث ، ج 8 ، ص 208 ) . ( 2 ) . ابو اسماعيل كثير بن قاروند كوفى ، ملقب به نوا ( فروشندهء هستهء خرما براى خوراك چهار پايان ) . ابن حجر گويد : « وى ساكن بصره بود . » روايات او كم ( عزيز الحديث ) است و ابن حبّان او را در زمرهء ثقات آورده است . شيخ او را در رجال امام صادق عليه السلام و امام باقر عليه السلام ياد كرده ، مىگويد : « او بترى است . » او به امامان گمان بد داشت و در نكوهش او رواياتى وارد شده است ؛ از جمله روايت ابو بكر حضرمى از امام صادق عليه السلام كه فرمود : « بار خدايا ، از كثير النوا به سوى تو بيزارى مىجويم و در دنيا و آخرت از وى بيزارم . » ( بنگريد به : رجال طوسى ، ص 134 و 277 ؛ تهذيب التهذيب ، ج 8 ، ص 425 ؛ قاموس الرجال ، ج 8 ، ص 561 ؛ رجال كشّى ، ج 2 ، ص 509 - 511 ) . ( 3 ) . ثابت بن هرمز ، ابومقدام حدّاد فارسى . وى از اصحاب امام سجاد و امام باقر و امام صادق عليهم السلام بوده ؛ آنسان كه شيخ در رجال خود توصيف كرده است . علامه در قسم دوم از « الخلاصه » ( ص 209 ) گويد : « وى زيدى بترى است . » ابن حجر گويد : « علماى تراجم وى را توثيق كردهاند و تنها دارقطنى او را تضعيف كرده است . » ( تهذيب التهذيب ، ج 2 ، ص 16 ) . در روايات ما دربارهء او ، اختلافهايى وجود دارد . با وجوداين ، او نسخهاى از [ سخنان ] امام سجاد عليه السلام را نزد خود داشت و از او و پسرش ( عمرو بن ثابت ) رواياتى نقل شده است كه علما ، همچون ابن قولويه ، ابن بابويه صدوق ، كلينى و شيخ ، در كتابهاى معتبر خود بر آنها اعتماد كردهاند و اين ، بر حُسن حال او دلالت دارد . شايد او از اشتباههايش بازگشته باشد ؛ و عاقبت امور از آنِ خداوند است . ( بنگريد به : معجم رجال الحديث ، ج 3 ، ص 398 ؛ قاموس الرجال ، ج 2 ، ص 470 ) . ( 4 ) . وى ، سالم بن ابى حفصة تمّار پيش گفته است . ( 5 ) . بقره ( 2 ) 8 : « برخى از مردم مىگويند كه به خدا و روز قيامت ايمان آورديم ، ولى گروندگانِ راستين نيستند . » ( 6 ) . رجال كشّى ، ج 2 ، ص 509 .